عبد المحمد آيتى
262
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
اركان دولت به كس ننگرم و سرپيچى از اقامهء خدمت بنابرآن رفت . ملك فخر الدين نخست تحفههاى غازان را تقديم داشت و سپس آنچه را كه ديگران آورده بودند از نظر او گذرانيد . قاآن را همه پسند آمد و به دست خود آنان را شراب داد و فرمود تا وسائل آسايش ايشان را مناسب هر چهار فصل سال مهيا دارند . عيسى پنجان كه مردى عيسوى كيش بود ، ذهن قاآن را در باب جواهر و احجار كريمه مشوب ساخته بود و حكم شده بود از خريد اينگونه متاع خوددارى شود . چون اكثر كالاى ملك فخر الدين از اين نوع بود اظهار آنها را مصلحت ندانست قاآن تفحص فرمود گفتند مقدار چهارده تومان هر تومانى ده هزار بالش زر و هر بالش معادل شش دينار با خزانهء بزرگ معامله رفت و وجوه آن را چاو حوالت كردند . و باقى را رخصت يافت و به هركه خواهد بفروشد . مدت چهار سال توقف كرد . قاآن هنگام بازآمدن ، تقاى ايلجى را به انواع بخششها سرافراز كرد و ملك فخر الدين را فرمان و پايزه و تشريف داد و دخترى از پيوستگان خود را به دو داد و نيز نامهاى به غازان نوشت و در مورد اتفاق و اتحاد هرچه پيشنهاد شده بود بپذيرفت و براى او هدايا و تحف فراوان فرستاد . چون از عهد منكو قاآن حصهاى از آنچه به هلاكو خان تعلق مىگرفت ادا نشده بود فرمود تا معادل آن ابريشم و جامههاى ختائى و يك كشتى با رسولى همراه آن روان كنند . ملك فخر الدين با حشمت تمام بازگشت . در راه رسول قاآن از دينا برفت [ 507 ] و كشتى غرق شد و تقاى نيز به هلاكت رسيد . و دو روز راه تا مملكت معبر مانده بود كه ملك فخر الدين نيز وفات يافت . او را در معبر مجاور قبر عم دفن كردند . اين واقعه در اواخر سال 704 اتفاق افتاد . چون ملك اسلام جمال الدين خبر مرگ فرزند بشنيد از فرط پرهيزگارى به گفتن انا للّه و انا اليه راجعون اكتفا كرد . در اثناء اين احوال وضع فارس به علت نقصان خراج و اختلاف آراء و طمعورزى حكام نامستعد بسى نابسامان شد و نباريدن باران و خشكسال نيز بر آن مزيد گرديد ؛ در اواسط سال [ 705 ] فرمان شد تا شيخ الاسلام جمال الدين از دولتخانهء كيش به شيراز آيد و بر سر مردم مظلوم آن ديار سايه محبتى اندازد جمال الدين با آنكه بيمار بود بدان صوب حركت كرد . ابتدا دست شحنگان ستمكار را از كارها كوتاه كرد . پس فرمانى نوشت تا خسارات خراج و مستهلكات را ثبت كنند ولى مطالبه ننمايند و رعايا را به تخم و تقاوى مدد دهند . اين كار موجب شادمانى ايشان گرديد . چندى بعد يعنى در شب يكشنبه بيست و يكم جمادى الاول سال 706 جمال الدين ملك اسلام وفات يافت . او در همان شهر دفن كردند و بر سر گور او قبهاى رفيع برافراشتند .